اس ام اس تبریک عید قربان



ضمن تبريك فرار رسيدن عيد قربان توجه شما را به خواندن اس ام اس هاي عيد قربان جلب ميكنم

عیدقربان، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین
بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .
.
.
.
در وصف تو ای گل مرا جانی هست / یادم آمد گذر از نفس نشانی هست
به وقت سرور و مستی ات، سالها / در عید سعید قربان شادمانی هست
عید قربان بر همگان میارک باد
.
.
.
عید قربان آمدومن هم شدم قربانیت
گرچه من دعوت ندارم آمدم مهمانیت
مفلسم آهی ندارم در بساطم ناگزیر
این دل صد پاره و چشمان تر ارزانیت . . .
ادامه نوشته

اس ام اس دپرسی جدید

از دیگران بپرسید : که یک شب چند روز طول میکشد ؟!…
مطمئن باشید آنهایی که به شما میخندند آدمهای تنهایی نیستند !…



چه تفاوت عمیقی است بین تنهایی قبل از بودن و تنهایی بعد از نبودن !…



من و عشقم باهم خیلی فرق داریم !…
مثلا یکیش اینکه من وجود خارجی دارم
اون اصلا وجود نداره !…

ادامه نوشته

پیامک رفاقتی

دلم سخت برای پاکی های قلب کودکانه ی آدم ها تنگ است…ای کاش انسان ها همیشه انسان میماندند …فرق آدم و انسان خیلی زیاده…خیلی…



امیدوارم،باور های هیچکس نسبت به انسانی ناگهان آوار بر سرش نشود.
خیلی حس داغونیه وقتی باورت نسبت به کسی فرو بریزه…خیلی سخته…



تا جدایی نباشد کس نداند قدر یاران را کویر خشک میداند بهای قطره باران را

ادامه نوشته

اس ام اس خنده دار و جوک جدید

یه ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﯾﮑﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺫﺭﺕ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ !
::
::
اینکه پسرا مشکل “چی بپوشم؟” ندارن
ربطی به ژنتیک و … نداره
کلا یه دست لباس تمیز بیشتر ندارن !
::
::
ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎﺷﻪ
ﺍﺧﻼﻗﺶ ﺑﺎ ﻟﻮﺍﺷک ﭘﺎﺳﺘیل ﻮ ﺍﺳﻤﺎﺭﺗﯿﺰ ﻭ ﺁﻟﻮﭼﻪ و آﻟﻮ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ !

ادامه نوشته

جوک های جدید

میدونستید بر طبق قانون اگه ۱ مرد با ۱ زن مجرد تصادف کنه
و منجر به نقص عضو او بشه باید با او ازدواج کنه ؟
فقط هول نشید …خیابون پر ماشینه
این ماشین نشد … ماشین بعدی
به امید موفقیت !
::
::
شارژ فرستادن حیف نون به نامزدش :
|||||||||||||||||||
عزیزم خودت با ناخن پاکش کن !
::
::
دعای حیف نون :
خدایا به خاطر تمام چیز هایی که دادی
ندادی
دادی پس گرفتی
ندادی بعدا میخوای بدی
دادی بعدا میخوای پس بگیری
ندادی میگی دادی
اصلا نمیخوای بدی
نداده بودی فکر کردی دادی
نمیدی هی میگی میدم ، شکرت !

ادامه نوشته

پیامک عاشقانه

ماه در روی کسی غیر تو دیدن ممنوع / ناز چشم کسی جز تو خریدن ممنوع
تابلویی بر سر دروازه ی قلبم زده ام / که ورود احدی جز تو اکیدا ممنوع

::

افسانه را رها کن ، دوری دوستی کدام است ؟
فاصله هایند که دوستی را میبلعند !
من اگر نباشم دیگری جایم را پر میکند ، به همین سادگی !

::

صفحه ی آخر شناسنامه زیاد مهم نیست ،
گاهی باید توی آیینه خوب نگاه کنی ببینی هنوز زنده ای یا نه!

ادامه نوشته

پیامک خنده دار

پسر خالم آیپدشو گذاشته بود رو زمین
منم فک کردم از این ترازو دیجیتالاس رفتم روش وایسادم
هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد

======= اس ام اس خنده دار =======

عروسی های هالیوودی:
عروس خانم قبوله عااایاااا؟؟
عروس :با اجازه بچه هااااااامون و همچنین نوه مون که تازه به دنیا اومده..

======= اس ام اس خنده دار =======

تو کز نجابت صدها بهار لبریزی٬ چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟
ببین! سراغ مرا هیچ‌کس نمی‌گیرد٬
مگر که نیمه شبی، غصه‌ای، غمی، چیزی…

ادامه نوشته

اس ام اس سرکاری


مـنـطـق بـابـام: دو حـالت داره: یـا حـق بـا مـنـه ، یـا تـو نـمـی فـهـمـی کـه حـق بـا مـنـه



دقت کردین!
بعضی وقتا شیطونه بی شرف چه پیشنهادات خوبی می ده؟
اصلا نمیشه ردشون کرد…..



عشق یعنی زندگی را باختن
چند سالی بی دلیل با هر الاغی ساختن…
ادامه نوشته

داستان آموزنده ی نوه ی خوب من


حامد با اصرار سوار ماشین پدرش شد .هر کاری کردند از ماشین پیاده بشه نشد که نشد. پدر و مادرش فکر میکردند اگه بفهمه بابا بزرگ رو میخوان ببرن خونه سالمندان و اون دیگه نمی تونه پدر بزرگش رو ببینه قیامت به پا میکنه.اما اینطور نشد.
خیلی اروم نشست صندلی جلوی ماشین، مثل آدم بزرگها.بابا بزرگ هم مات و مبهوت نشسته بود صندلی عقب و غرق در خیالات خودش بود ، وهر چند حالش خوب نبود از بی احساسی حامد کوپولو تعجب زده بود ولی به روی خودش نمی آورد. به اولین خیابان که رسیدند حامد رو به باباش کرد وپرسید :بابا اسم این خیابون چیه؟باباش جوابش رو داد.اما حامد ول کن نبود.اسم تمام خیابونها رو دقیق دقیق میپرسد.بلاخره حوصله باباش سر اومد با ناراحتی پرسید:بچه جون اسم این خیابونها رو میخوای چیکار کنی؟به چه دردت میخوره؟
حامد با صدای معصومانه اش گفت:بابایی میخوام اسم خیابونها رو خوب خوب یاد بگیرم تا وقتی تو هم مثل بابابزرگ پیر شدی ببرمت اونجا تنها زندگی کنی.دنیا رو سرش خراب شد.نگاهی از آیینه به پدر پیرش کرد، خودش رو اون پشت دید . از همون جا بسرعت دور زد . و برگشت بطرف خونشون.حامد کوچولو اون جلو یواشکی داشت میخندید. برگشت و دستای داغ و تب دار بابابزرگش رو تو دستای کوچیکش محکم فشار داد ،اشک از چشمهای پیرمرد سرازیر بود.

په نه په جدید


رویه پشت بوم خونشونو داشتند اسفالت میکردنند یکم اسفالت اضافه میاد
پسرش میگه بابا میخوای بریزش دور
پ ن پ یه سرعت گیر می زنیم رو پشت بوم

::

می گم صبح ساعت ۵ دارم میرم تنگ کوه
میگه اه با دوستات؟
پ ن پ با فرشته هایی که صبح های زود برا شمارش ثواب ها دورم جمع می شن

::

رفتم کفاشی میگم : آقا واکس دارید؟
میگه: واسه کفشت میخوای؟
میگم : پ ن پ رنجرم برای استتار صورتم می خوام

ادامه نوشته