از درد دوست نداشتن هایت گفتم ، خیانت را تجویز کردند !
گویا این آسان ترین راه عاشقی است . . .


کار دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره . . .
ولی محبت خیانت میاره !
 

هر که را دیدم  خیانت کرد و رفت / هر که با من بود یار من نبود
هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت / خود ندانستم از این غمها چه سود
 

صد سال در بیابان آواره شوی / به از آن است که در خانه محتاج نامردان شو
 

با عشق به من به من  خیانت کردی / دل دادم و تو رد امانت کردی
رفتی و چه آسوده ز من دل کندی / هر دو قلمت خورد اگر برگردی  !
 

زبیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم / مزن لاف مروت را که من مردی نمیبینم
منم آن چوب سرگردان به ساحل میرسم زیرا / درون موج دریاها عقب گردی نمیبینم
 

چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار نامردیش
همه وجودت له شده  . . .
 

کاش هرگز در محبت شک نبود / تک سوار مهربانی تک نبود
کاش بر لوحی که بر جان دل است / واژه تلخ خیانت حک نبود
 

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم  تا ابد نشاندی . . .
 

آهای رفیق نامرد یه روز میشی پشیمون
پشیمونی چه سودت وقتی بمونی دلخون
 

“دوستت دارم” را برای هر دویمان فرستادی ، هم من ، هم او ، خیانت میکردی یا عدالت ؟
 

بی وفایی کن وفایت می کنند ، با وفا باشی خیانت می کنند
مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست ، مهربان باشی رهایت می کنند . . .


دانه هایی از عشق کاشتم و خوشه هایی از غم برداشتم
خیانت تکرار و رویش نفرت . . .
 

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم . . .


همه از مرگ می ترسن ما از رفیق نامرد . . .


خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین ، فرود دشنه ، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها . . .
هرگز تبرئه ای نیست آنکه را که را چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد . . .
 

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن / هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن !