می نالم از جدائی ، ای نازنین کجائی
سوزم ز هجرت ای بهترین کجائی
در باغ آرزوها دیگر گلی نمانده
در حسرت گل هستم ای باغبان کجائی
.
.
.
دلتنگی همیشه از ندیدن نیست
 لحظه های دیدار با همه زیبائی گاه پر از دلتنگی است
.
.
.
گرچه میدانم نمی آیی ولی هر دم ز شوقت
 سمت در می آیم و هر سو نگاهی میکنم
.
.
.
منو ببخش که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش که گرفتم جای دست عاشق تو ، دست عشق دیگرونو
لایق عشق بزرگ تو نبودم
.
.
.
دوست داشتن ساده اما دل سپردن سخت است
 دل دادن ساده اما فراموش کردن سخت است
عاشق شدن ساده اما عاشق ماندن سخت است . . .
.
.
.
امید ، اشکی پر از شوق است که با لبخندی عمیق جاری است . . .
.
.
.
دست من گیر که این دست همان است که من
 بارها در غم هجران تو بر سر زده ام . . .
.
.
.
دلا تا کی اسیر یاد یاری ، ز هجر یار تا کی داغداری
بگو تا کی ز شوق روی لیلی ، چو مجنون پریشان روزگاری . . .
.
.
.
اگرچه قلبم برای بودن کوچک است
 اما برای همیشه مهمان این خانه کوچک باش . . .
.
.
.
جانم ز فراق ، رنج بسیار کشید
 با رفتن تو همیشه آزار کشید
ما همسفر راه درازی بودیم
 بین من و تو زمانه دیوار کشید  . . .
.
.
.
آره من اونم که گفتم واسه چشم تو دیوونم
آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم
ولی پس دادی نگامو زیر رگبار غرورت
من فقط یه کم شکستم ، خوب نگام کنی همونم . . .
.
.
.
برای تو که هیچ وقت یاد نگرفتی بد باشی ، یه دنیا خوبی آرزو میکنم . . .
.
.
.
دل رو زدم به دریا زدم برات پیامی
 فقط برای اینکه نگی که بی مرامی !
.
.
.
گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری  پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری
گفتی نمی خواهی ببارم عشق ، اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری  . . .
.
.
.
دریاچه دل پاک و نجیبی دارد
 بنگر که چه حالت غریبی دارد
آن موج که سر به صخره ها میکوبد
 با من چه شباهت عجیبی دارد . . .
.
.
.
دوست داشته باش و زندگی کن
 زمان همیشه از آن تو نیست . . .
.
.
.
هر گاه قادر به شمردن قطرات باران شدی
 خواهی دانست که چقدر دوستت دارم . . .
.
.
.
گناه من گناه بی گناهیست
 تمام هستی ام غرق سیاهیست
به هر کس دل دادم بی وفا شد
 چو پابندش شدم از من جدا شد . . .
.
.
.
هر رهگذری محرم اسرار نگردد
 صحرای نمکزار چمن زار نگردد
هر جا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست
 هر بی سر و پا یار وفادار نگردد