تابستان داغی ست من اما دلم دیگر به این زندگی گرم نمیشود . . .


حرفها سه دسته اند :
دسته اول : گفتنی ها
دسته دوم : نوشتنی ها
و دسته سوم : قورت دادنی ها
دو تای اول سبکت می کنند . . .
سومی سنگینت  . . .
 

ماه هم روءیت شد و تو نیامدی . . .

 
چه حال مزخرفی دارم من . . . !
نه می تونم تو رو دوست داشته باشم ، نه غیرِ تو رو . . .


این روزها . . .
خستگی هایم با هیچ چیز در نمى رود !
با هیچ چیز !
 

هنوز منتظرم !
وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام بیدارم کنی و بگویی چیزی نیست خواب می دیدی . . .


سوم
هفتم
چهلم
سال
چند سال دیگر باید عزادار نبودن هایت باشم . . .


قبل رفتن به جهنم این دیالوگ را خواهم گفت : خدایا ببخش که ناامیدت کردم . . .


آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ میشن . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ میگن ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ میزارن . . .
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ، ﺳﺎﮐﺖ میشن ، ﭼﯿﺰﯼ نمیگن ، ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ هیچوقت ﺑﺮ نمیگردن !
 

بدترین حال دنیا اینه که :
آدم دلش هیچی نخواد . . . !


هرچه آید به سرم باز بگویم گذرد
وای از این عمر که با میگذرد ، میگذرد
 

خدایا آسمان چه مزه ایست ؟
من که تا به حال فقط زمین خورده ام !
 

حالم حال گرگی است که خداوند توبه اش را پذیرفته ولی مردمان میگویند : توبه گرک مرگ است !


دلم خوش نیست . . .
غمگینم . . .
کسی شاید نمیفهمد . . .
کسی شاید نمیداند . . .
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی . . .
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :
عجب احساس زیبایی . . . !
تو هم شاید نمیدانی . . . !
 

عادت دارم هر روز جای انگشتانم را از روی شیشه ی مانیتور پاک کنم ، آخر نوازش کردن عکس هایت عادت من است . . .
 

دلت قرصه که من هستم
که دنیامو به تو بستم
که هر وقت مشکلی باشه
برای تو دمه دستم
ولی من چی ؟
کیو دارم که مثل خود من باشه ؟
که هروقت عشقو کم دارم مثل معجزه پیدا شه ؟
 

ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ . . .
کسی که ﺗﻮ ﺭﻭ فقط ﻭ فقط به خاطر ﺧﻮﺩﺕ می خواست !
 

دست بر دلم مگذار !
میسوزی !
داغ خیلی چیزها بر دلم مانده است . . .
 

اینکه تمام عشقت را به کسی بدهی ، تضمینی بر این نیست که او هم همین کار را بکند . . . !
از زندگی کسی حذف شدم که برای داشتنش خیلی ها را از زندگی ام حذف کرده بودم  . . .
 

کاش قلبم درد پنهانی نداشت / چهره ام هرگز پریشانی نداشت
کاش میشد راه سخت عشق را / بی خطر پیمود و قربانی نداشت