رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین ؟
میگه کتابشو ؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه . . . !

 
داداشم از پرسید : مزدور یعنی خائن ، جاسوس ! گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ نوعی موزِ که در مناطق دور میروید !
 

رفتم دکتر میگم : دو روزه بدنم خیلی درد میکنه !
بعد از ۲۰ دقیقه معاینه میگه : می خوای واست دارو بنویسم؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ چه کاریه خسته می شی خودش خوب می شه ! :|

 
فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی بخاری گذاشتین خونتون اینقدر گرم شده ؟
گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم ! :|


مامانم زنگ زده میگه : کجایی ؟
گفتم : با بهروز رفتم بازار !
گفت :بهروز رفیقت ؟؟
پ نه پ سس مایونزه بهروز !

 
به بابام میگم : بابا تصمیم رو گرفتم می خوام زن بگیرم !
میگه : میشناسیش ؟
میگم : آره !
میگه : مجرده ؟
گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری !

 
مامور سرشماری : برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید ؟
من : «پ نه پ » ، دوتا مشعلدار استخدام کردیم ، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن !
 

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر ، یارو گفت : راحت باشه ؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه . . . :|
 

از تو حموم به مامانم می گم یه صابون بده میگه : مگه صابون نیست ؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ تعدادمون زیاده میترسم یه وقت کم بیاد :|
 

کمیته انضباطی دانشگاه منو خواسته !
رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد ، سرمو انداختم پایین دارم لبمو میخورم !
میگه : ناراحت شدید  !
پـَـ نـَـ پـَـ خوشحال شدم دارم فکر میکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم ! :|
 

میگم رسیدی خونه زنگ بزن ، میگه تلفن کنم ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ خونه بغلی رو بزن در رو !


سر جلسه امتحان به جلوییم میگم سوال ۳ رو بلدی ؟
میگه آره می خوای ؟
میگم پَـــ نَ پَـــ نگرانت بودم میخواستم اگه ننوشتی بت بگم !

 
رفتم کفش بخرم ، یه کفش پوشیدم خوشم اومده ، میگم همینو میخوام !
فروشنده میگه اون لنگشم بدم !؟
میگم : پـَـ نـَـ پـَـ بده پسر حاکم پیدام کنه . . . :|
 

رفتم پیش مامان بزرگم میگم خسته نباشى ، دارى بافتنى میبافى ؟
میگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره میزنم بختم باز شه یکى بیاد بگیرتم !
 

به مامانم میگم : نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی ؟
میگه :پسرم زن میخوای ؟
گفتم : پ ن پ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره ! :|

 
یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست !
باز می‌ پرسه آقای  . . . نیست ؟
گفتم پ نه پ هست افتاده پشت کمد را دست نداره با خط کشی چیزی بزن دربیاد بیرون :|
 

دوستم روزنامه دستشه میگم صفحه جدولشو بده من میگه میخوای حلش کنی ؟
په نه په میخوام از رو چیدمان جدولش محوطه باغ طراحی کنم :|

 
سر صبح داشتم نرمش میکردم !
بابام پرسید داری نرمش میکنی ؟
پـَـ نـَـ پـَـ قر تو کمرم فراوونه ، نمیدونم کجا بریزم !


رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن !
میگه ۴۰ لیتر ؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری :|